من طایر قدسم

ای تنهای من ،

ای گمشده ی جهان،

ای مرغ پرو بال شکسته،

ای طایر بلند پرواز!

سرود تنهایی من نثار تو باد

که در این خراب آباد گرفتار آمده ام

مرغی پروبال شکسته ام

که در وادی عدم گم گشته ام

آتشی مقدس در قلبم زبانه می کشد

روحم به امید معراج به پرواز در می آید

می جوشم

می جوشم.....!

                                                    (دکتر چمران)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اشک

خدایا تراشکرمیکنم که اشک راآفریدی که عصاره حیات انسان است

آنگاه که درآتشعشق می سوزم یا درشد ت درد می گدازم

یا در شوق زیبایی و در ذوق عرفانی آب می شوم

و سراپای وجودم روح می شود، لطف می شود ،

عشق می شود ، سوز می شود

و عصاره وجودم به صورت اشک آب می شود

و بعنوان زیباترین محصول حیات

که وجهی به عشق و ذوق دارد

و وجهی دیگر به غم و درد ، بر دامان وجود فرو می چکد.

اگر خدا از من سندی بطلبد ، قلبم را ارائه خواهم داد ،

و اگر عمرم را بطلبد ، اشک را تقدیم خواهم کرد.

                                                               (دکتر چمران)